پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۲

ما لذت فقریم، سخا را نشناسیم

ناسوری زخمیم، شفا را نشناسیم

ما طایر قدسیم، سراسیمه در این دهر

کیفیت این آب و هوا را نشناسیم

مهر لب ما بشکند آشوب بهاران

ما باغ ملولیم نوا را نشناسیم

مستیم و نداریم دل عافیت اندیش

ما کشمکش روز جزا را نشناسیم

در معرکهٔ ریب و ریا عمر به سر شد

زان چهره شناسیم وفا را نشناسیم

در راه وفا کوشش و نازان سوی مستی

تا سر نرود جنبش پا را نشناسیم

یک نالهٔ آشفته فروشیم به صد کام

آرایش بازار دعا را نشناسیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۴از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۵ز بی دردی به امید اجل در عشق مرهونم
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۶چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۷صد پردهٔ تصور باطل شکافتیم
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۸خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شوم
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۹چون خیالت گذر آرد به در مسکن چشم
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۰ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۱صد شکر کز حلاوت هستی گذشته ایم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.