پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۰

ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم

در دام هر چه آمده پرواز داده ایم

بعد از هزار شکوه به غم دل نهند خلق

ما خویش را تسلی ز آغاز داده ایم

از بانگ طبل باز دل ما نمی رمد

ما کبک خود به چنگل شهباز داده ایم

مردم نهند در کف کوشش عنان خویش

ما دست خویش را به عنان باز داده ایم

ای وهم آبرو مده از کف، که بارها

الزام وسوسه به خرد باز داده ایم

عرفی به دوست کامی دشمن صبور نیست

این مژده اش به طالع ناساز داده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۲چو لاله گون شوی از باده، در چمن مستم
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۳ماتشنگی به دجله و جیحون نمی دهیم
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۴گاهی مصیبت خود، گاهی ملال مردم
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۵با دل چو گویم حرف او، طوفان فریادش کنم
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۶چند بر بستر از آن چشم فسون ساز افتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۷دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۸هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۹ای ساقی بلا ز شراب تو سوختیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.