پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۹

ای ساقی بلا ز شراب تو سوختیم

با آن که آتشیم ز آب تو سوختیم

در شب گذشت عمر و ندیدیم روی صبح

ای بخت از گرانی خواب تو سوختیم

پایت رکاب پرور و دستت عنان نواز

از غیرت عنان و رکاب تو سوختیم

طالع نگر که گرم عتاب آمدی و ما

نا برده لذتی ز عتاب تو سوختیم

از گرمی محبت ما سوخت شرم یار

ای عشق جلوه کن نقاب تو سوختیم

از خود روانه ایم به معمورهٔ عدم

عرفی تحملی ز شتاب تو سوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۱کسی کو دلگشا ماند، دلش چون سنگ می بینم
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۲تا نام جمال یار بردیم
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۳از آن ز بادهٔ شوق تو هوش جان دزدم
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۴دردا که فاش در غم جانانه سوختیم
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۵هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنم
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۶به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۷من کینه را به مهر خریدار نیستم
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸عفوت آوردم، دل شرمنده را آتش زدم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.