پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۰

زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم

خانه در کوچهٔ الماس فروشان دارم

کی مسلمان کندم صحبت اصحاب کرم

که در آن زمره بسی حلقه به گوشان دارم

آتش پنبهٔ گوش دگرانم کامروز

گوش را مزرعهٔ پنبه فروشان دارم

صحبت عمر فرومایه ملولم دارد

میل همدوشی تابوت به دوشان دارم

واعظا در گذر از قافلهٔ من که متاع

همه گوش است ولی نذر خموشان دارم

عرفی امروز به کاشانهٔ من باش که باز

گله ای از دل بی شرم خروشان دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۲تا نام جمال یار بردیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۳از آن ز بادهٔ شوق تو هوش جان دزدم
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴دردا که فاش در غم جانانه سوختیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۵هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنم
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۶به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۷من کینه را به مهر خریدار نیستم
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸عفوت آوردم، دل شرمنده را آتش زدم
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۹از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.