پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹

از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم

شاخی ز درختی نشکستیم و گذشتیم

دامن‌کشِ ما بود فریبِ غم ناموس

زین کشمکش بیهده رستیم و گذشتیم

هر گه که به ما راحتیان راه گرفتند

لختی دل آن طایفه جستیم و گذشتیم

پا بست در آتش زدن و رفتن از این دشت

خود را به دل سوخته بستیم و گذشتیم

گفتند که از کعبه گذشتن نه ز هوش است

گفتیم که ما مردم مستیم و گذشتیم

صد جا به کمند آمده بودیم در این راه

چون برق ز بند همه جستیم و گذشتیم

هر گاه که چشم من و عرفی به هم افتاد

در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲منم که آب گل و رنگ لاله می طلبم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴تا به کی همره اندیشهٔ باطل باشم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵تا کی دهم به دست تماشا زمام چشم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶از دل غم او دریغ داریم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷هر چند بی غمانه به مسکن فتاده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸تنها نه دلق خود به می ناب شسته ایم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.