پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

من کینه را به مهر خریدار نیستم

دل پیش توست ولی به دل یار نیستم

آغاز دوستی است، عنان از ستم بگیر

در ماندهٔ محبت بسیار نیستم

تا کرده ام وداع محبت رسیده ام

یک منزل است راه و گرانبار نیستم

گویم گهی خوش آمد آسودگی، هنوز

درد ترا هنوز سزاوار نیستم

ترک وفا به جور نه آیین دوستی است

زین شیوه ظن مبر که خبردار نیستم

اما چنین که از تو وفا خوار گشته است

عیبم که می کند که وفادار نیستم

در عشق روستایی و در عقل شهری ام

ناموس را به جهل خریدار نیستم

عرفی ز من شکایت معشوق نشوی

مست شراب عشقم و هشیار نیستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰کو عشق که در غمزدگی نام برآرم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲منم که آب گل و رنگ لاله می طلبم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴تا به کی همره اندیشهٔ باطل باشم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵تا کی دهم به دست تماشا زمام چشم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶از دل غم او دریغ داریم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.