پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۵

هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنم

تا ز بیم طعنه با او کینه جویی کم کنم

الوداع ای دوستان و دشمنان رفتم که باز

دشمنی با شادمانی، دوستی با غم کنم

ترک غارتگر به یک نوبت نشاید، چند گاه

تشنگی را چاره از نظارهٔ زمزم کنم

گر فلاتون را دهم الزام، نادانم، ولی

کوس دانایی زنم گر خویش را ملزم کنم

در تماشا باز مانم، گر من از اطوار خویش

هر کرا بیگانه یابم، آشنایی کم کنم

عرفی از گوش تامل پنبهٔ خست برآر

تا به هیچت بی‌نیاز از همت حاتم کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷من کینه را به مهر خریدار نیستم
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۸عفوت آوردم، دل شرمنده را آتش زدم
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۹از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰کو عشق که در غمزدگی نام برآرم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۲منم که آب گل و رنگ لاله می طلبم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۳دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۴تا به کی همره اندیشهٔ باطل باشم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.