پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۱

صد شکر کز حلاوت هستی گذشته ایم

وز ذوق هوشیاری و مستی گذشته ایم

ای خوشدلی مناز که ما از بساط عمر

در روزگار باد پرستی گذشته ایم

در راه راست گام به اندیشه می نهیم

از بس که بر بلندی و پستی گذشته ایم

راز درون پرده ز بیرون نوشته، لیک

دایم به این صحیفهٔ مستی گذشته ایم

عرفی به راه روان عدم جای بار نیست

تا تو کلاه گوشه شکستی، گذشته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۳ماتشنگی به دجله و جیحون نمی دهیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۴گاهی مصیبت خود، گاهی ملال مردم
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۵با دل چو گویم حرف او، طوفان فریادش کنم
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۶چند بر بستر از آن چشم فسون ساز افتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیم
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۸هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹ای ساقی بلا ز شراب تو سوختیم
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۰زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.