پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷

دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیم

صد نیش بلا در دل خرسند شکستیم

سودازده گی بین که دل هم نفسان را

صد بار ز نشنیدن یک بند شکستیم

ما را بکن از عشق به زهر مژه ها یاد

کاین توبه به امید شکرخند شکستیم

از بس که شکفتیم ز تلخابه کشیدن

در کام مگس چاشنی قند شکستیم

می کفت به یعقوب محبت که بسی ما

دل های پدر در غم فرزند شکستیم

دردا که از این عهد که دل با صنمی بست

صد داغ نهانی به خداوند شکستیم

تا کام تو عرفی ثمرآلوده نگردد

در باغ طرب نخل برومند شکستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹ای ساقی بلا ز شراب تو سوختیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۰زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۱کسی کو دلگشا ماند، دلش چون سنگ می بینم
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۲تا نام جمال یار بردیم
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۳از آن ز بادهٔ شوق تو هوش جان دزدم
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴دردا که فاش در غم جانانه سوختیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنم
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.