پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱

عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام

عمر در باخته را بار دگر باخته ام

ساقی مصطبهٔ عشقم و می ریخته ام

طایر باغچهٔ قدسم و پر باخته ام

العطش می زند از تشنه لبی هر مویم

که قدح های پر از خون جگر باخته ام

شاید ار تلخ کشم ناله ز حرمان سخن

طوطی گرسنه ام تنگ شکر باخته ام

رصد شرع هنر چون نشود محو که من

شش هزار آیت احکام هنر باخته ام

گفته گر شد ز کفم، شکر که ناگفته به جاست

از دو صد گنج یکی مشت گهر باخته ام

صد مصیبت کده در هر سخنم مدغم بود

گریه و ناله پس شام و سحر باخته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۳دل و جان بردگی بودند و من افسانه شان کردم
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۴از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۵ز بی دردی به امید اجل در عشق مرهونم
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۶چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۷صد پردهٔ تصور باطل شکافتیم
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شوم
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۹چون خیالت گذر آرد به در مسکن چشم
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۰ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.