پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰

به شرح غم نفس را ریش کردیم

درون را عافیت اندیش کردیم

طمع بردیم چندان بر در عشق

که از درد غمش درویش کردیم

اگر رفیتم در جنت مکن عیب

که اول درد و غم را پیش کردیم

جنون با ما نکرد این تیغ بازی

که ما با عقل دور اندیش کردیم

اگر خواریم عرفی جرم او نیست

تحمل های بیش از بیش کردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۲ما لذت فقریم، سخا را نشناسیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۳دل و جان بردگی بودند و من افسانه شان کردم
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۴از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۵ز بی دردی به امید اجل در عشق مرهونم
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۶چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۷صد پردهٔ تصور باطل شکافتیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۸خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شوم
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۹چون خیالت گذر آرد به در مسکن چشم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.