پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۸

گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم

به تلخی رفتم اینک در میان این سخن رفتم

به دنیا نیست بازاری مرا، این سودم از وی بس

که عریان آمدم، اکنون چو رفتم بی کفن رفتم

نه کوشش های فرهادی، نه سودای زلیخایی

ازین هنگامه آخر شرمسار مرد و زن رفتم

نه یا رب را جوابی آمده نی یا صنم، عرفی

ز دیر و کعبه حیران تا در بیت الحزن رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۰به شرح غم نفس را ریش کردیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۱عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۲ما لذت فقریم، سخا را نشناسیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۳دل و جان بردگی بودند و من افسانه شان کردم
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۴از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۵ز بی دردی به امید اجل در عشق مرهونم
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۶چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۷صد پردهٔ تصور باطل شکافتیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.