پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۳

ما ره نشین مردم دیدار دوستیم

سختی کشیم، حیف که غمخوار دوستیم

هر دم خیال بازی و فکر کرشمهٔ

دشمن تراش خاطر و آزار دوستیم

ای نوحه سنج ناله بر زدی ز لب، که ما

نازک دلان گریهٔ بسیار دوستیم

ما می گزیم شهد ریا را نه زهد را

تسبیح دشمنیم نه زنار دوستیم

در عجز لذتیست، تو در کار خویش باش

ما تشنهٔ شهادت و زنهار دوستیم

ای عندلیب گلبن دستان سرا، که من

منصور نغمهٔ رسن و دار دوستیم

خلوت نشینی از من و عرفی مجو که ما

رسواییان کوچه و بازار دوستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۵قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۶به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۷دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۸گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۹ما دل به جان خریده و بر باد داده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۰به شرح غم نفس را ریش کردیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۱عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۲ما لذت فقریم، سخا را نشناسیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.