پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۲

چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم

به کمان آمده عنقا که مرادی بزنیم

چند از این شیشه بگیریم و بریزیم به کام

یک دو جامی به کف خویش نژادی بزنیم

در نیارد که دمی غاشیهٔ غم نکند

سر دهیم این دل و با یک دل شادی بزنیم

بر دل صد ورق از یاس ببندیم گره

بگشاییم دل و فال مرادی بزنیم

عرفی از مردهٔ آلوده پریشان شده ایم

دست در دامن پاکیزاده نهادی بزنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۴باز آ که به ذوق الم آشنا شویم
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۵قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۶به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۷دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۸گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۹ما دل به جان خریده و بر باد داده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۰به شرح غم نفس را ریش کردیم
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۱عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.