پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۱

وقت آن است که افیون به شراب اندازیم

دو جهان را به یکی جرعه خراب اندازیم

دلم از صوت تذروان بهشتی نگشود

گوش بر نالهٔ مرغان کباب اندازیم

ای که بر زشتی من خنده زنی، باش که من

بخرم دستی و از چهره نقاب اندازیم

گل فشانند به بستر همه چون عرفی و من

مشت خس چینم و در جامهٔ خواب اندازیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۳ما ره نشین مردم دیدار دوستیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۴باز آ که به ذوق الم آشنا شویم
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۵قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۶به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۷دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۸گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۹ما دل به جان خریده و بر باد داده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۰به شرح غم نفس را ریش کردیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.