پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

هر تنک ظرف چه غم گر گلهٔ من دارد

دل دریا خبر از حوصلهٔ من دارد

یار بی‌پرده ز افغان دلم می‌گردد

حسن محمل جرس قافلهٔ من دارد

گل آسایش اگر دیدهٔ دل باز کنی

خار در پیراهن آبلهٔ من دارد

وادی شوق ترا عمر ابد جارّه است

خار راه از رگ جان مرحلهٔ من دارد

خاکساری‌ست که نُه چرخ سراپردهٔ اوست

هر که افتاده بوَد منزلهٔ من دارد

داغ تعلیقه سود از دلم می‌گیرد

شور مجنون رقم سلسلهٔ من دارد

هر چه سردفتر این قافیه‌سنجان باشد

مگذر از حق ورق باطلهٔ من دارد

بحر چون سنگ شد از حیرت و کوه آب از شرم

بحر و کان در کف خود کی صلهٔ من دارد

نورس از بارش مژگان به نظر ابر بهار

کی گهرپاشی بی‌فاصلهٔ من دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹ترا سامان مهر و ماه باشد
  2. شمارهٔ ۲۳۰شوخم از خط قماش و دیگر شد
  3. شمارهٔ ۲۳۱می کشان قهقه ی شیشه ام ادراک کنید
  4. شمارهٔ ۲۳۲ترا چون بی پناهان آفریدند
  5. شمارهٔ ۲۳۳خصم طوفانی ز من در عین استیلا شود
  6. شمارهٔ ۲۳۴چون به هم قانون الفت ساز مردم می کنند
  7. شمارهٔ ۲۳۵شعله رویان جهان تشنه دیدار همند
  8. شمارهٔ ۲۳۶چین زلفش چو مشکبار شود
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.