پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

شعله رویان جهان تشنه دیدار همند

همه چون سلسله ی موج گرفتار همند

کاکل خم به خم افکنده ز شوخی بر دوش

از پریشان نظری کافر زنار همند

دوش بر دوش هم از جوشن صحبت شب و روز

چون عرق گرم نظر بازی رخسار همند

دل به هم با خته هم عاشق و هم معشوقند

شمع وپروانه ی هم بلبل گلزار همند

خویش را عرض به هم داده به صد ناز ونیاز

خود فروشند و به این مایه خریدار همند

هر یک از هم به قماشی دل ودین برده ز دست

همه سودا زده ی گرمی بازار همند

ناله ی زار تو نورس به مقامی نرسد

گلرخان محو نواسنجی گفتار همند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷گل تواند چید دامن دامن از شاخ امید
  2. شمارهٔ ۲۳۸مژگان تو گر عقده گشای دل من شد
  3. شمارهٔ ۲۳۹بی وجودی خطی از دایره ما باشد
  4. شمارهٔ ۲۴۰شاخ گلم را میل اگر تکلیف گلزارش کند
  5. شمارهٔ ۲۴۱از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد
  6. شمارهٔ ۲۴۲نه قبه ی سپهر به یک غمزه شق کند
  7. شمارهٔ ۲۴۳تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد
  8. شمارهٔ ۲۴۴به نشأه همچو شراب رسیده می آید
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.