پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

چین زلفش چو مشکبار شود

بوی گل عطسه ی بهار شود

هر شب از یاد ماه سیمایی

موج اشکم فلک سوار شود

یک قلم دیده از سواد خطش

رشک مجموعه ی بهار شود

آب آیینه را ز مژگانش

موج جوهر زبان مار شود

بیند آتش چو سوز گریه ی من

شعله مژگان اشکبار شود

از خیال خط و بهار رخش

دل چمن دیده لاله زار شود

دیده را از نگاه خونخوارش

مژه انگشت زینهار شود

هر نظر در فن دل آزاری

چشمش استاد روزگار شود

در رکابش دود پیاده ی دل

چون به گلگون می سوار شود

نورس از مکیدن لبکش

دلکم مدعا شکار شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸مژگان تو گر عقده گشای دل من شد
  2. شمارهٔ ۲۳۹بی وجودی خطی از دایره ما باشد
  3. شمارهٔ ۲۴۰شاخ گلم را میل اگر تکلیف گلزارش کند
  4. شمارهٔ ۲۴۱از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد
  5. شمارهٔ ۲۴۲نه قبه ی سپهر به یک غمزه شق کند
  6. شمارهٔ ۲۴۳تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد
  7. شمارهٔ ۲۴۴به نشأه همچو شراب رسیده می آید
  8. شمارهٔ ۲۴۵تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.