پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

گل تواند چید دامن دامن از شاخ امید

هر که با شاخ گلی ساغر کشد در پای بید

از هوس بر منظر خوبان نبیند اهل دید

بوالهوس در چشم بینش میل بی دردی کشید

روز بینایی سیه شد بر نظر بازان مگر

مشق نابینایی از مد نظر بازی رسید

سخت تر شد عقده ی تقدیر از تدبیر ما

چاره کم کن بسته تر این قفل گردد از کلید

نخل هر باغی به قدر ریشه دارد شاخ و برگ

بال پرواز است پیران را به مقدار مرید

سال دشت و جاده ماه و روز و شب تخت روان

تا شود طی راه عمرم جان به لب خواهد رسید

کی سعادت می فزاید سایه بال هما

سایبان می سازد از بال هما بخت سفید

داد استعداد سحر از هر نگاهی می دهد

می توان گردید از آن چشم سخنگو مستفید

خواب در چشمم نیابد راه را فکر و خیال

هر که در ثواب و خیال آن لعل می گون را مکید

بایدش پیچید در محشر چو طومار حساب

بیشتر بر خویش هر کس در بساط دهر چید

بهر جاه دیگری خوردند خون اهل بیت

لعن ال سعد شد واجب تر از لعن یزید

دیده از نادیدنی ها بس که در خون غوطه زد

بر دلم شد خنده ی زخم نمایان صبح عید

در به در گردند بی دردان که خونم خورده اند

می کند ناسوز زخم دیدنی را بازدید

باید از لقمان شنیدن رمز حکمت بی سخن

باید از نورس شنیدن گر سخن باید شنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹بی وجودی خطی از دایره ما باشد
  2. شمارهٔ ۲۴۰شاخ گلم را میل اگر تکلیف گلزارش کند
  3. شمارهٔ ۲۴۱از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد
  4. شمارهٔ ۲۴۲نه قبه ی سپهر به یک غمزه شق کند
  5. شمارهٔ ۲۴۳تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد
  6. شمارهٔ ۲۴۴به نشأه همچو شراب رسیده می آید
  7. شمارهٔ ۲۴۵تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد
  8. شمارهٔ ۲۴۶اشک تاثیر آن صنم را در دل چون سنگ کرد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.