پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

می کشان قهقه ی شیشه ام ادراک کنید

زاهد خشک تر آمد عرقش پاک کنید

می رساند چو به جمشید نسب دختر رز

فکر پیوند من از سلسله ی تاک کنید

شیشه لبریز شراب شفقی دانی چیست

داده سر مشق که خون در دل افلاک کنید

کرد اصلاح دلم خال لبش در دم خط

زهر چون خورد کسی چاره ز تریاک کنید

لفظم از معنی رنگین چو دهد نشئه ی روح

می از این شیشه به پیمانه ی ادراک کنید

آفتاب رخ او در دم خط تیغ کشید

چون گل صبح گریبان به نفس چاک کنید

بر سر حرف گر از خط لب یار آمده است

خاطر نورس از این حرف فرحناک کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳خصم طوفانی ز من در عین استیلا شود
  2. شمارهٔ ۲۳۴چون به هم قانون الفت ساز مردم می کنند
  3. شمارهٔ ۲۳۵شعله رویان جهان تشنه دیدار همند
  4. شمارهٔ ۲۳۶چین زلفش چو مشکبار شود
  5. شمارهٔ ۲۳۷گل تواند چید دامن دامن از شاخ امید
  6. شمارهٔ ۲۳۸مژگان تو گر عقده گشای دل من شد
  7. شمارهٔ ۲۳۹بی وجودی خطی از دایره ما باشد
  8. شمارهٔ ۲۴۰شاخ گلم را میل اگر تکلیف گلزارش کند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.