پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

ترا چون بی پناهان آفریدند

مرا چون دل پریشان آفریدند

ترا چون برق خندان آفریدند

مرا چون ابر گریان آفریدند

ترا مغرور وفتان آفریدند

مرا محروم وحیران آفریدند

ز صبح اندازه ای اول گرفتند

چو چاک آن گریبان آفریدند

برای قتل عام صبر و آرام

ترا صف های مژگان آفریدند

ز لعلت صورت جان نقش بستند

ز مویت سنبلستان آفریدند

ترا چون دف ز مد پرگار بستند

مرا چون چنگ نالان آفریدند

ترا مجموعه خوبی نوشتند

مرا اجزا پریشان آفریدند

هدف چون شد سویدای دل ما

خدنگ ناز جانان آفریدند

برای جلوه حسن آیینه می خواست

دلم تا دیده حیران آفریدند

پی چوگان زلف و کوی خالش

ز چاک سینه میدان آفریدند

دلیل اینکه فهم عام کند است

ازآن رفتند و برهان آفریدند

چو گستردند خوان آفرینش

محبت را نمکدان آفریدند

نگردد تا دلی غافل ز حسنش

بتان غارتگر جان آفریدند

چه شد تدبیر اگر گردد زره باف

که از تقدیر پیکان آفریدند

نبیند پخته ی دانش عذابی

که آتش بهر جانان آفریدند

چو معنی در عبارت آدمی را

به خوان لطف مهمان آفریدند

لطیف افتاده اجزا مردمک را

زمین لطف انسان آفریدند

خسیس از هر کمالی به نصیب است

که خس را بهر نقصان آفریدند

بود دانش بهشت نقد ما را

که دوزخ بهر نادان آفریدند

بهشت وحور در دانش بود درج

ز دانش نور ایمان آفریدند

به دانش هفت خوان طی می توان کرد

ز دانش خوان احسان آفریدند

ز نورس چشم................

............... مرز خوبان آفریدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴چون به هم قانون الفت ساز مردم می کنند
  2. شمارهٔ ۲۳۵شعله رویان جهان تشنه دیدار همند
  3. شمارهٔ ۲۳۶چین زلفش چو مشکبار شود
  4. شمارهٔ ۲۳۷گل تواند چید دامن دامن از شاخ امید
  5. شمارهٔ ۲۳۸مژگان تو گر عقده گشای دل من شد
  6. شمارهٔ ۲۳۹بی وجودی خطی از دایره ما باشد
  7. شمارهٔ ۲۴۰شاخ گلم را میل اگر تکلیف گلزارش کند
  8. شمارهٔ ۲۴۱از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.