پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

ناقصی با من نفس از نکته سنجیدن زند

لاف هم چشمی به دریا چشمه ی سوزن زند

از قصور فهم می سازد فروغش بیشتر

برچراغ لعل بد گوهر اگر دامن زند

خصم چون بیند به کف مُهر طلای بیغشم

چون نگین چپ بسته با من سکه بر آهن زند

گرمی هنگامه ی من پرده سوز افتاده است

هر که دارد پاس عرض خویش اینجا تن زند

در مصافم خصم بی سرمایه عاجز مانده است

زخم را خود می خورد شمشیر اگر بر من زند

عالم معنی است در زیر نگین لفظ من

مُهر باید معاند بر لب گفتن زند

از کدورت هر که با صافی دلان زد بر جلا

سیلی زنگار بر آیینه ی روشن زند

آنکه اول خوشه چینی بود از صحرای ما

این زمان چون گاو شاخ جهل بر خرمن زند

هر که از حق چشم پوشد نورس از سنگین دلی

تیشه ی جرات به نخل وادی ایمن زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸بوسه ز لعل او جدا می شود و نمی شود
  2. شمارهٔ ۲۲۹ترا سامان مهر و ماه باشد
  3. شمارهٔ ۲۳۰شوخم از خط قماش و دیگر شد
  4. شمارهٔ ۲۳۱می کشان قهقه ی شیشه ام ادراک کنید
  5. شمارهٔ ۲۳۲ترا چون بی پناهان آفریدند
  6. شمارهٔ ۲۳۳خصم طوفانی ز من در عین استیلا شود
  7. شمارهٔ ۲۳۴چون به هم قانون الفت ساز مردم می کنند
  8. شمارهٔ ۲۳۵شعله رویان جهان تشنه دیدار همند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.