پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

ترا سرمایه ی جان آفریدند

برای بی برگ و سامان آفریدند

ترا شمع فروزان آفریدند

مرا دود پریشان آفریدند

ز لعلت جوهر جان آفریدند

ز خلقش باغ رضوان آفریدند

قضا چون بر خدنگ ناز پرست

زمژگان تو پیکان آفریدند

حباب آب حیوان گرد کردند

ترا چان زنخدان آفریدند

چون از صبح آفتاب ایجاد کردند

ترا کوی گریبان آفریدند

به دل تصویر لعلت را کشیدند

در آتش آب حیوان آفریدند

نماید تازه تا زخم دلم را

دهانت را نمکدان آفریدند

بهاری گلشن فردوس من شد

ترا بر لاله ریحان آفریدند

ز دیدار تو چون نظاره گل چید

ز اشک دیده گلدان آفریدند

ز حسن و فتنه ی چشم و نگاهت

محیط و موج و طوفان آفریدند

تبسم را به لعلت عرض دادند

به جنت غنچه خندان آفریدند

بلا کردند بالای تو بردل

پی هر درد درمان آفریدند

چو صورت بست اسلام از سلامت

ز ایمان تو ایمان آفریدند

نگاه لطفی از چشم تو دیدم

از این کافر مسلمان آفریدند

مترجم چون نگردد مصحف حسن

خطش تفسیر قرآن آفریدند

ندارد زخم پیکانش حسابی

بلی نعمت فراوان آفریدند

ندارد کوتهی از زخم تیغش

سحاب فیض باران آفریدند

ز اشکم حسن را پیرایه بستند

از این شبنم گلستان آفریدند

عبیر پیرهن نظاره می خواست

غبار خط ریحان آفریدند

ز شوخی های فکر بکر نورس

نگاه شوخ چشمان آفریدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶ناقصی با من نفس از نکته سنجیدن زند
  2. شمارهٔ ۲۲۷هر تنک ظرف چه غم گر گلهٔ من دارد
  3. شمارهٔ ۲۲۸بوسه ز لعل او جدا می شود و نمی شود
  4. شمارهٔ ۲۲۹ترا سامان مهر و ماه باشد
  5. شمارهٔ ۲۳۰شوخم از خط قماش و دیگر شد
  6. شمارهٔ ۲۳۱می کشان قهقه ی شیشه ام ادراک کنید
  7. شمارهٔ ۲۳۲ترا چون بی پناهان آفریدند
  8. شمارهٔ ۲۳۳خصم طوفانی ز من در عین استیلا شود
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.