پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

اشکم از پرتو مهر تو ضیایی دارد

شبنم آیینه ی خورشید نمایی دارد

گره از کار دلم عقده ی زلف تو گشود

در گره عقده ی من عقده گشایی دارد

گوهر اشک مرا جام جهان بین صدف است

دیده تا سرمه زخاک کف پایی دارد

نغمه قرب ز جویایی خود می شنوم

کاروان حلبم بانگ درایی دارد

واصل دوست به همراهی حیرت شده ایم

راه گم کردن ما راه به جایی دارد

تا بری ره به شفا خانه حکمت هایش

هر دوا دردی و هر درد دوایی دارد

آه دل سایه ی تاثیر به عرش اندازد

نخل این باغ عجب نشو و نمایی دارد

بیشتر و سایل و محتاج به حق شاهان اند

شاه آن است که چون شاه گدایی دارد

دل که از طره ی او حبل متین خواسته است

بر سر چاه ذقن لغزش پایی دارد

پنجه اش شانه کش طره ی عمر ابد است

هر که در دشت سر زلف رسایی دارد

بر تن از موج الف چون نکشد آب حیات

چون دم تیغ تو دل آب بقایی دارد

هر که را حجت حرف از رگ گردن باشد

در گهر چون سخن خویش خطایی دارد

کرده بی واسطه تسخیر جهان در نفسی

هر که چون صبح دم صدق و صفایی دارد

نیست پر دور اگر طی شده راه طلبش

همچو دل نورس ما راهنمایی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲تا ز خط مشکبار او رقم پرور شود
  2. شمارهٔ ۲۲۳ز چین جبهه ی او بس که نقشم خوش نشین باشد
  3. شمارهٔ ۲۲۴ترا سرمایه ی جان آفریدند
  4. شمارهٔ ۲۲۵بحر را در دل چو عکس مهوشت جا می کند
  5. شمارهٔ ۲۲۶ناقصی با من نفس از نکته سنجیدن زند
  6. شمارهٔ ۲۲۷هر تنک ظرف چه غم گر گلهٔ من دارد
  7. شمارهٔ ۲۲۸بوسه ز لعل او جدا می شود و نمی شود
  8. شمارهٔ ۲۲۹ترا سامان مهر و ماه باشد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.