پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

در دلم تا شهپر شاهین عشقش باز شد

طایر عنقا رم صبرم پری پرواز شد

بی بهار جلوه ی طاووس حسنش در چمن

شاخ گل گنجشک دل را جنگل شهباز شد

چون سپند از شعله ی جانسوزعشقش در نظر

دانه های لعلی اشکم شرر پرداز شد

بی تو از افغان دل امشب به چشم خون فشان

همچو موسیقار مژگانم نوا پرداز شد

تا قناعت چشم حرص از عرض نعمت سیر کرد

در گلوی شکوه شکرم سرمه ی آواز شد

صد رد زخم از کلید بوسه ی شمشیر رشک

بر دل خصم ازعیار جوهر من باز شد

جوش لخت دل زند مژگانم از موج سرشک

طفل اشکم نورس از غم خانمان پرداز شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱سر سرگشتگی چون محبت بینم در کنار خود
  2. شمارهٔ ۲۲۲تا ز خط مشکبار او رقم پرور شود
  3. شمارهٔ ۲۲۳ز چین جبهه ی او بس که نقشم خوش نشین باشد
  4. شمارهٔ ۲۲۴ترا سرمایه ی جان آفریدند
  5. شمارهٔ ۲۲۵بحر را در دل چو عکس مهوشت جا می کند
  6. شمارهٔ ۲۲۶ناقصی با من نفس از نکته سنجیدن زند
  7. شمارهٔ ۲۲۷هر تنک ظرف چه غم گر گلهٔ من دارد
  8. شمارهٔ ۲۲۸بوسه ز لعل او جدا می شود و نمی شود
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.