پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

ز خط چو حلقه ی حیرت به گوش مردم کرد

ز جلوه اش نگهم دست و پای خود گم کرد

گرفت موج هوا جلوه ی رگ یاقوت

چو غنچه تا به چمن لعل او تبسم کرد

از آن عقیق لب آبدار دست شوی

که بر غبار خطش مردمک تبسم کرد

ز ناوک ستمش شفته گشت جان و تنم

چها که با جگرم چشم زخم انجم کرد

دلم که بود مریض غم از جهان نورس

علاج خویش به معجون دُردی خُم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸از گل رخسار او نظاره گلشن می‌شود
  2. شمارهٔ ۲۰۹گلدسته وار تا همه بی خار و خس شوند
  3. شمارهٔ ۲۱۰تا عرق از روی شرم آلود جانان پاک کرد
  4. شمارهٔ ۲۱۱محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد
  5. شمارهٔ ۲۱۲گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود
  6. شمارهٔ ۲۱۳بس که انشا کرده دل از آه پیچان گرد باد
  7. شمارهٔ ۲۱۴درد و داغ عشق با اجزای ما آمیختند
  8. شمارهٔ ۲۱۵صبحدم چون گل شفق گون باده ام را ترکنید
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.