پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود

از تماشای رخش نظاره شاخ گل شود

بر دلم تا پرتو اندازد خیال کاکلش

چون نفس در سینه آهم دسته ی سنبل شود

قبض ها آماده بسط است در گلزار دهر

هر گره در کار ما چون غنچه آخر گل شود

دلبران را شور عاشق باعث آشفتگی است

گل پریشان روز گار از ناله ی بلبل شود

پیکرم را پرتو حسنت چو بزم آرا شود

داغم از کیفیت چشم تو جام مل شود

تا به ایرانم بود قرب جواز ملک هند

عرصه ی جولان من کشمیر تا کابل شود

نورس از جرم خود و روز جزا اندیشه چیست

شامل حال تو لطف صاحب دلدل شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴درد و داغ عشق با اجزای ما آمیختند
  2. شمارهٔ ۲۱۵صبحدم چون گل شفق گون باده ام را ترکنید
  3. شمارهٔ ۲۱۶گرداب غبغبش ز صفا موج می زند
  4. شمارهٔ ۲۱۷بر عارض تو زلف دوتا موج می‌زند
  5. شمارهٔ ۲۱۸شاخ نرگس پسری می آید
  6. شمارهٔ ۲۱۹در دلم تا شهپر شاهین عشقش باز شد
  7. شمارهٔ ۲۲۰اشکم از پرتو مهر تو ضیایی دارد
  8. شمارهٔ ۲۲۱سر سرگشتگی چون محبت بینم در کنار خود
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.