پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

بس که انشا کرده دل از آه پیچان گرد باد

می برد از خجلتش سر در گریبان گردباد

آه اشک آلود من گر سایه اندازد به دشت

می کند مشاطه ی رخسار طوفان گردباد

خاتم گرداب در انگشت مرداب تر است

نامه ی آه مرا شد مُهر عنوان گردباد

بس که در بر پرورد چون سایه ام سرگشتگی

طفل اشکم را به لب گردیده پستان گردباد

همچو دل دریا شودمجموعه ی خط غبار

گیرد از آهم اگر سرمشق جولان گردباد

بس که حیران کرده جوش اضطرابم بحر وبر

بر عقیق اشک من گردد نگین دان گردباد

پیش آهم بر زمین هر دم زند زانوی عجز

چون هم آوردم کشد هر چند میدان گردباد

از محیط اشک من هر دم چو طوفان گل کند

می کند فواره ی خون در بیابان گردباد

گرده از آه دل پرگرد من برداشته است

می کشد در برهمین تصویر دوران گردباد

بس که لبریز خیالم گشته هر جزءام به خاک

می کند مشت غبارم یوسفستان گردباد

کی به گرد قطره ی اشکم رسد از عذرلنگ

در رکاب آه من افتان و خیزان گردباد

از هواداری چو گردد نخل بند ماتمم

بر سر خاک من آید موپریشان گردباد

چند در دامن کنی چون خاک زر گرد آوری

می رود زین خاکدان برچیده دامان گردباد

بس که حیران خدنگ آه من گردیده است

می کند زهگیر در شست بیابان گرد باد

آستین نورس چو بردارم ز چشم تو به دشت

گل کند در دیده ها چون شاخ مرجان گردباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵صبحدم چون گل شفق گون باده ام را ترکنید
  2. شمارهٔ ۲۱۶گرداب غبغبش ز صفا موج می زند
  3. شمارهٔ ۲۱۷بر عارض تو زلف دوتا موج می‌زند
  4. شمارهٔ ۲۱۸شاخ نرگس پسری می آید
  5. شمارهٔ ۲۱۹در دلم تا شهپر شاهین عشقش باز شد
  6. شمارهٔ ۲۲۰اشکم از پرتو مهر تو ضیایی دارد
  7. شمارهٔ ۲۲۱سر سرگشتگی چون محبت بینم در کنار خود
  8. شمارهٔ ۲۲۲تا ز خط مشکبار او رقم پرور شود
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.