پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

گرداب غبغبش ز صفا موج می زند

طوفان چشمش از مژه ها موج می زند

دل می طپد ز شوخی مدّ نگاه او

شبنم به اختلاط هوا موج می زند

از بس که مشک آب شد از شرم خط او

تا ناف آهوان ختا موج می زند

با موج خیز آب گهر این فروغ نیست

از سایه اش چو صبح صفا موج می زند

طوفان دولت ازگل پرواز رشحه ای است

چون قلزمش ز بال هما موج می زند

هستی ترا به آب نراند که از نفس

در هر دمی محیط فتا موج می زند

فیض رسایی از سخن ناقصان مجو

این بحر در سفینه ی ما موج می زند

نورس حجاب گوهر نظمت نمی شود

چندان که بحر چون و چرا موج می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸شاخ نرگس پسری می آید
  2. شمارهٔ ۲۱۹در دلم تا شهپر شاهین عشقش باز شد
  3. شمارهٔ ۲۲۰اشکم از پرتو مهر تو ضیایی دارد
  4. شمارهٔ ۲۲۱سر سرگشتگی چون محبت بینم در کنار خود
  5. شمارهٔ ۲۲۲تا ز خط مشکبار او رقم پرور شود
  6. شمارهٔ ۲۲۳ز چین جبهه ی او بس که نقشم خوش نشین باشد
  7. شمارهٔ ۲۲۴ترا سرمایه ی جان آفریدند
  8. شمارهٔ ۲۲۵بحر را در دل چو عکس مهوشت جا می کند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.