پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

تا عرق از روی شرم آلود جانان پاک کرد

داغ اختر چون شفق خون در دل افلاک کرد

خضر از آب حیات احیای ماهی می کند

گرد خط لب دلم را زنده زیر خاک کرد

غنچه های لاله می آید به چشم از دل سرشک

داغ شبنم تازه گل از روی آتشناک کرد

خنده ی دندان نما دارم به ابواب الجنان

حسن گندم گوش انشا در دلم صد چاک کرد

گل ز روی حور در قصر زمرد چیده است

هر که خالی شیشه در گلشن به پای تاک کرد

دست رد از هر سبک مغزی مرا در هم کند

بحر را چون کف مکدر مشتی از خاشاک کرد

چون توان از پای کم گردید با غالب حریف

کی ز راه حس توان حُسن ازل ادراک کرد

قبله ی مردم چو بیت الله گردد در جهان

هر که از هر باب دیوانخانه ی دل پاک کرد

مردم چشم ترم خود را چو نورس گشته است

داغ خال لب دلم را حقه ی تریاک کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود
  2. شمارهٔ ۲۱۳بس که انشا کرده دل از آه پیچان گرد باد
  3. شمارهٔ ۲۱۴درد و داغ عشق با اجزای ما آمیختند
  4. شمارهٔ ۲۱۵صبحدم چون گل شفق گون باده ام را ترکنید
  5. شمارهٔ ۲۱۶گرداب غبغبش ز صفا موج می زند
  6. شمارهٔ ۲۱۷بر عارض تو زلف دوتا موج می‌زند
  7. شمارهٔ ۲۱۸شاخ نرگس پسری می آید
  8. شمارهٔ ۲۱۹در دلم تا شهپر شاهین عشقش باز شد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.