پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد

سرم از جوش سودا چون سر گرداب می گردد

خیال عارضش تا شمع فانوس دلم باشد

ز دود آه در ویرانه ام مهتاب می گردد

هجوم غم سرشکم را زطوفان باز می دارد

غبار خاطرم سدّره سیلاب می گردد

چنان آغشته ی خون حرفم آید بر لب از تیغش

که چون زخم از حدیث من روان خوناب می گردد

حدیثی از لب لعل تو با مرغ چمن گفتم

ز شبنم در دهان غنچه ی گل آب می گردد

چنان سرگشته دارد گردش چشمی مرا نورس

که از نامم نگین چون حلقه ی گرداب می گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷فلک را عقده های خاطرم از ناله وابندد
  2. شمارهٔ ۲۰۸از گل رخسار او نظاره گلشن می‌شود
  3. شمارهٔ ۲۰۹گلدسته وار تا همه بی خار و خس شوند
  4. شمارهٔ ۲۱۰تا عرق از روی شرم آلود جانان پاک کرد
  5. شمارهٔ ۲۱۱محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد
  6. شمارهٔ ۲۱۲گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود
  7. شمارهٔ ۲۱۳بس که انشا کرده دل از آه پیچان گرد باد
  8. شمارهٔ ۲۱۴درد و داغ عشق با اجزای ما آمیختند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.