پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

از گل رخسار او نظاره گلشن می‌شود

این چراغ از شعلهٔ دیدار روشن می‌شود

شوخی مژگان او در خواب بیند گر بهار

در بر گل پرنیان رنگ جوشن می‌شود

چون تجلی می‌کند یاد تو در خاطر مرا

سایهٔ من نوبهار نخل ایمن می‌شود

گر چنین بالد به خود ضعف تنم از داغ هجر

بر چراغ جان نوید وصل دامن می‌شود

از دل سرگشته‌ام یاد چمن چون گل کند

غنچه فانوس خیال بزم گلشن می‌شود

تا تجلی‌پوش اشکم گشته از مهر رخش

چشم اگر بر هم زنم سیّاره خرمن می‌شود

گردش چشمی چنین گر می‌برد از من قرار

گوهر راز دلم سنگ فلاخن می‌شود

بی‌تو شب در کنج تنهایی چو نورس تا سحر

دود آهم سرمه‌سای چشم روزن می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰تا عرق از روی شرم آلود جانان پاک کرد
  2. شمارهٔ ۲۱۱محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد
  3. شمارهٔ ۲۱۲گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود
  4. شمارهٔ ۲۱۳بس که انشا کرده دل از آه پیچان گرد باد
  5. شمارهٔ ۲۱۴درد و داغ عشق با اجزای ما آمیختند
  6. شمارهٔ ۲۱۵صبحدم چون گل شفق گون باده ام را ترکنید
  7. شمارهٔ ۲۱۶گرداب غبغبش ز صفا موج می زند
  8. شمارهٔ ۲۱۷بر عارض تو زلف دوتا موج می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.