پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

دشمنی با دل بی‌کینه نمی‌باید کرد

زنگ را چهره به آیینه نمی‌باید کرد

تا تواند گل خندان محبت گردید

غنچهٔ دل گره کینه نمی‌باید کرد

پیش شمشیر قضا سینه سپر باید ساخت

دست خود را سپر سینه نمی‌باید کرد

ساده‌لوحان ترا یار به دل نزدیک است

محو نقش غمت از سینه نمی‌باید کرد

دور خط است ره و رسم دگر پیدا کن

تکیه بر عادت پیشینه نمی‌باید کرد

التفات تو به هر خیره‌نگاهی غلط است

جلوه را عرض به آیینه نمی‌باید کرد

نورس از صائبم این نکته حضورافزا شد

غیبت مردم پیشینه نمی‌باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد
  2. شمارهٔ ۲۰۶ز خط چو حلقه ی حیرت به گوش مردم کرد
  3. شمارهٔ ۲۰۷فلک را عقده های خاطرم از ناله وابندد
  4. شمارهٔ ۲۰۸از گل رخسار او نظاره گلشن می‌شود
  5. شمارهٔ ۲۰۹گلدسته وار تا همه بی خار و خس شوند
  6. شمارهٔ ۲۱۰تا عرق از روی شرم آلود جانان پاک کرد
  7. شمارهٔ ۲۱۱محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد
  8. شمارهٔ ۲۱۲گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.