پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

خاطر سیمین بران را خط مکدر می کند

خار در پیراهن آیینه جوهر می کند

چون نو آموزان به مکتب خانه ی سودای عشق

ابجد خطّ تر نظّاره از بر می کند

شوخی یاد خط و خال تو ای مشکین غزال

طرهّ ی آه مرا زلف معنبر می کند

بوسه را یا رب چه خواهد کرد شکر خنده اش

چون لبت دشنام را قند مکرر می کند

صبح رخسار تو شد تا مشرق افروز نظر

مردمک پیراهن خورشید در بر می کند

جوهرآیینه را از معجز اکسیر حسن

آبروی عکس لعلت موج کوثر می کند

گر چه می گردد مرا مهر دهان آرزو

بوسه را آواز لعل خال دلبر می کند

نورس از شوخی خیال سایه ی مژگان یار

شیشه دل را مشبک همچو مجمر می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴تا جنون از طوق آن غبغب گریبانگیر شد
  2. شمارهٔ ۲۰۵به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد
  3. شمارهٔ ۲۰۶ز خط چو حلقه ی حیرت به گوش مردم کرد
  4. شمارهٔ ۲۰۷فلک را عقده های خاطرم از ناله وابندد
  5. شمارهٔ ۲۰۸از گل رخسار او نظاره گلشن می‌شود
  6. شمارهٔ ۲۰۹گلدسته وار تا همه بی خار و خس شوند
  7. شمارهٔ ۲۱۰تا عرق از روی شرم آلود جانان پاک کرد
  8. شمارهٔ ۲۱۱محو آن دندان گهر را آب پندارد که برد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.