پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

از خدنگ ناز جانان زخم پیکان کس ندید

امتیاز این بیشتر را از رگ جان کس ندید

ا زمصاحب های شاه اقبال را حسان کس ندید

روی این چسبانده ها را هرگز افشان کس ندید

از دکانداران نظر سرمایه همت مدار

جرات پرواز از شاهین میزان کس ندید

شد دل دریا کنارم چشم تا بر هم زدم

آنچه من دیدم ز اشک از موج طوفان کس ندید

دیده را ادراک حسنش از لطافت مشکل است

چون بت محجوب من از نازنینان کس ندید

کرده دلها نقطه ی خال لبش زیرو زبر

مور را شور افکن ملک سلیمان کس ندید

در سخای نور چیزی کم نشد از آفتاب

همچو دریا اهل همت را پریشان کس ندید

تازه سازد روح را چون بوسه دشنام لبش

جوهر بی لطفی از آیینه جان کس ندید

جلوه اش چون بادپای عمر دارد زیر زران

شهسوار چابکم را گرد جولان کس ندید

فتنه ی مصر دل آن خال زنخدان دیده ام

در چه غبغب خوف ماه کنعان کس ندید

آشنای بخیه و سوزن نشد چاک دلم

نورس این مستوری از زخم نمایان کس ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳دشمنی با دل بی‌کینه نمی‌باید کرد
  2. شمارهٔ ۲۰۴تا جنون از طوق آن غبغب گریبانگیر شد
  3. شمارهٔ ۲۰۵به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد
  4. شمارهٔ ۲۰۶ز خط چو حلقه ی حیرت به گوش مردم کرد
  5. شمارهٔ ۲۰۷فلک را عقده های خاطرم از ناله وابندد
  6. شمارهٔ ۲۰۸از گل رخسار او نظاره گلشن می‌شود
  7. شمارهٔ ۲۰۹گلدسته وار تا همه بی خار و خس شوند
  8. شمارهٔ ۲۱۰تا عرق از روی شرم آلود جانان پاک کرد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.