پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

شمیم انگیز گلزاری که آن نسرین بدن باشد

نسیم گل غبار خاطر مرغ چمن باشد

قبول مردمک دارد به چشم نقطه ی خالش

نگاهم را غبار خط عبیر پیرهن باشد

سرین را گر چه استقلال چتر نسترن باشد

گریبان مشبک نوبهار یاسمن باشد

خیالم از لطافت نکهت گل را خجل دارد

مرا سرمشق فکر آن غنچه ی رنگین سخن باشد

بودعکس سویدای دل خون گشته عاشق

تو را آن خال میگونی که بر سیب ذقن باشد

بهار جوش ریحان می توان دیدن زاندامت

ز موج نکهت گل گر تنت را پیرهن باشد

پر پروانه گرد و بال مژگان خیره چشمان را

چو آتش پاره ی من شمع صدر انجمن باشد

به یاد گلشن رخسار او تا گریه سر کردم

به رنگ شبنم گل اشک من گل پیرهن باشد

نمی خواهد دلیلی بی سخن شمع ید بیضا

ندارد چشم تحسین هر که را حسن سخن باشد

ز سرو مصرعم نورس بهارستان فکرت را

ریاحین لفظ و معنی بوی گل خاطر چمن باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲خاطر سیمین بران را خط مکدر می کند
  2. شمارهٔ ۲۰۳دشمنی با دل بی‌کینه نمی‌باید کرد
  3. شمارهٔ ۲۰۴تا جنون از طوق آن غبغب گریبانگیر شد
  4. شمارهٔ ۲۰۵به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد
  5. شمارهٔ ۲۰۶ز خط چو حلقه ی حیرت به گوش مردم کرد
  6. شمارهٔ ۲۰۷فلک را عقده های خاطرم از ناله وابندد
  7. شمارهٔ ۲۰۸از گل رخسار او نظاره گلشن می‌شود
  8. شمارهٔ ۲۰۹گلدسته وار تا همه بی خار و خس شوند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.