پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

نظر کی مو شکاف از خط آن رخسار بردارد

که هر مرغوله اش زنجیر بر پای نظر دارد

به آیینی که مژگان تکیه بر لخت جگر دارد

به هر جزء دلم آمیزش آن موی کمر دارد

گران خیزی کند طوفانی خواری عزیزان را

در این دریا زلنگر بیشتر کشتی خطر دارد

سرت را بوسه گاه تیغ می سازد تن آرایی

که بر سر ابلق مقراض شمع از تاج زر دارد

مکش تیغ زبان خویش را بر مُهر خاموشی

که اینجا بیشتر شمشیر آفت از سپر دارد

کسی پوشد نظر از آبروی مردم دانا

که چشمش آب مروارید نقصان گهر دارد

سرشکم عرض حیرت می دهد در عین بی تابی

زشوخی های تمکین تو رنگی چشم تر دارد

به گلشن صحبت ما بیشتر با لاله در گیرد

که برگ عیش از داغ دل و خون جگر دارد

زجولان رم آهو نگاه من چه می پرسی

که نقش پایی از چشم غزالان شوخ تر دارد

نفهمیدست نورس لطف صافی را ز دردآن کس

که از رخسار خوبان چشم بر طرف کمر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶مشرب هر کس گرفتاری مباد
  2. شمارهٔ ۱۸۷دل به سودای غم او بنده شد آزاد شد
  3. شمارهٔ ۱۸۸نی بی تو به نوایی نرسد
  4. شمارهٔ ۱۸۹ای دیده ور به روز کجا چهره شب شود
  5. شمارهٔ ۱۹۰چون زمن دامن فشان آن سرو قامت می رود
  6. شمارهٔ ۱۹۱ماهم چو صبوحی زده بر بام برآید
  7. شمارهٔ ۱۹۲هر کس به جرعه ای دل من شاد می کند
  8. شمارهٔ ۱۹۳در گلستانی که آن شمشاد بالا می رود
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.