پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

ملک بر مزرع بی حاصل ما خوشه چین باشد

به درالملک همت آسمان ما را زمین باشد

ظهور فیض را لطف نهانی بیشتر دارد

مرا دست کرم چون بوی گل در آستین باشد

ز روی گرم خوش راه محتاجان کنم خود را

چو مهرم کز زمین تا آسمان زیر نگین باشد

دل خود را دو نیم از یاس چون نظر من ....

گدایی را که بر سر اره ی چین جبین باشد

ولی نعمت شدیم افلاک را با این زمین گیری

چو شبنم گشت ما را مهر تابان خوشه چین باشد

خموشی بهر حفظ دیده در سدّ سکندر شد

حیای چشم خوبان را حصار آهنین باشد

ز بس کز داغ دوری موج خیز شعله شد جانم

زبان خامه چون شمع از حدیثم آتشین باشد

گذشتن از سر کونین باشد اولین گامم

که چون نورس برای همتم در زیر زین باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴نظر کی مو شکاف از خط آن رخسار بردارد
  2. شمارهٔ ۱۸۵تازگی داغ دلم را آه حسرت می دهد
  3. شمارهٔ ۱۸۶مشرب هر کس گرفتاری مباد
  4. شمارهٔ ۱۸۷دل به سودای غم او بنده شد آزاد شد
  5. شمارهٔ ۱۸۸نی بی تو به نوایی نرسد
  6. شمارهٔ ۱۸۹ای دیده ور به روز کجا چهره شب شود
  7. شمارهٔ ۱۹۰چون زمن دامن فشان آن سرو قامت می رود
  8. شمارهٔ ۱۹۱ماهم چو صبوحی زده بر بام برآید
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.