پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

جرات ما دور باش جوشن و مغفر نداشت

دولت ما منت بال هما بر سر نداشت

طایر ما بیضه ی افلاک زیر پرنداشت

این سمندر هیچ اقبالی به خاکستر نداشت

هر شرر کی رهزن پروانه ی همت شود

آنچه ما داریم در دل طور در مجمر نداشت

تشنه لب سر می کند راه بیابان فنا

هر که آب از چشمه ی تیغ شهادت برنداشت

جای خون اخگر زچاک سینه ام ریزد به خاک

مهر در دل یک شرر آن آتشین خنجر نداشت

ساختم فواره ی سیماب در چنگش سنان

جوهر تیغ آزمایی خصم بدگوهر نداشت

اشک می شوید ز رخسار دلم گرد ملال

هرگز این آیینه غیر از آب روشنگر نداشت

آن بهشتی رو که ما را تشنه ی دیدار کرد

آبروی خاک پایش چشمه ی کوثر نداشت

هر دو عالم شد خراب گردش آن چشم مست

این شراب فتنه دور چرخ در ساغر نداشت

نورس از دل تیر مژگانش سبک جولان گذشت

این چنین زخم جفا تیغ گران لنگر نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷هر که در قید فرنگ خویش است
  2. شمارهٔ ۱۵۸نه فلک یک رقم از فرد شناسایی توست
  3. شمارهٔ ۱۵۹زلف مشکین عقده اش هم دام دل هم دانه است
  4. شمارهٔ ۱۶۰بس که بر مردم فریبی ها مدار چشم توست
  5. شمارهٔ ۱۶۱پردهٔ عقل به مستی ندردیم عبث
  6. شمارهٔ ۱۶۲از بس که کرده ای به اسیران نگاه کج
  7. شمارهٔ ۱۶۳عالمی در نشاه می پیچد می مینای صبح
  8. شمارهٔ ۱۶۴زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.