پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ

موجی زد این بهار سفید و سیاه و سرخ

از شرم خط یار که از رحمت آیتی است

مصحف شد آشکار سفید و سیاه و سرخ

از سیم اشک و چهره زرین و فلس داغ

دارم پی نثار سفید و سیاه و سرخ

خیزد ز فیض لعل و بناگوش و خط یار

از خاک من غبار سفید و سیاه و سرخ

نورس هزار نقش زند بیشتر بر آب

تا کف کند نگار سفید و سیاه و سرخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶لعل خفتان چو کند خاک تن خون آلود
  2. شمارهٔ ۱۶۷جوهر حسن تواز تیغ تجلی دم زد
  3. شمارهٔ ۱۶۸یاد از آن عمدی که تقلید هوس با ما نبود
  4. شمارهٔ ۱۶۹به دست آن را که از مرجان دلها سبحه ها باشد
  5. شمارهٔ ۱۷۰در جنون تنها نه معمار وجودم سنگ بود
  6. شمارهٔ ۱۷۱تا به چشمم پرتو شمع جمالش خانه کرد
  7. شمارهٔ ۱۷۲داغ مرا چو یاد تو ناسور می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۷۳به سینه ام چو دل داغدار می رقصد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.