پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

لعل خفتان چو کند خاک تن خون آلود

لاله را داغ کنم از کفن خون آلود

ای خط لعل تو مشک ختن خون آلود

جوش تبخال عقیق یمن خون آلود

پشت دستی مگر از جلوه ی گستاخ تو خورد

غنچه در باغ نماید دهن خون آلود

در شب هجر تو شمع از مژه ی خونبارم

همچو فصاد نماید لگن خون آلود

تنی از زخم تو هم جامه ی گل می خواهم

در بر میل تو آید بدن خون آلود

گل تصویر ندارد خبر از لطف شمیم

بوی یوسف ندهد پیرهن خون آلود

معنی روشن از انکار مکدر نشود

سخن آلوده نشد از دهن خون آلود

مژه ام چون خط میگون لب لعل توشد

در نظر چهره ی گشای چمن خون آلود

دور از آن یوسف گل پیرهن آید به نظر

گلشن از لاله چو بیت الحزن خون آلود

زخمی تیغ زبان را ندهد مرهم سود

شسته از آب نگردد سخن خون آلود

نورس از دست جفای تو نماید محضر

صبح محشر به کف او کفن خون آلود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸یاد از آن عمدی که تقلید هوس با ما نبود
  2. شمارهٔ ۱۶۹به دست آن را که از مرجان دلها سبحه ها باشد
  3. شمارهٔ ۱۷۰در جنون تنها نه معمار وجودم سنگ بود
  4. شمارهٔ ۱۷۱تا به چشمم پرتو شمع جمالش خانه کرد
  5. شمارهٔ ۱۷۲داغ مرا چو یاد تو ناسور می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۷۳به سینه ام چو دل داغدار می رقصد
  7. شمارهٔ ۱۷۴نگاه از مردمی کی چرخ سنگین دل به ما دارد
  8. شمارهٔ ۱۷۵مهیای نماز آن مه چو در مسجد درون آید
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.