پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

داغ مرا چو یاد تو ناسور می‌کند

طوفان بی‌قراری دل شور می‌کند

بر زخم من که تشنه‌لب تیغ قاتل است

الماس کار مرهم کافور می‌کند

در هستی‌ام نهانی و محرومم از وصال

نزدیکی زیاد مرا دور می‌کند

در موج سلسبیل کشد دفتر گناه

هر کس که چارهٔ من مخمور می‌کند

در دیده هر که سرمهٔ وحدت کشیده است

او راد خود ترانهٔ منصور می‌کند

تن زن که از غبار جفاچینی سپهر

خاک سیه به کاسهٔ فغفور می‌کند

از نیش جان‌گزا فلک پرستاره

نورس خیال خانهٔ زنبور می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴نگاه از مردمی کی چرخ سنگین دل به ما دارد
  2. شمارهٔ ۱۷۵مهیای نماز آن مه چو در مسجد درون آید
  3. شمارهٔ ۱۷۶در چمن چون شبنم افشانی بر آن رخسار کرد
  4. شمارهٔ ۱۷۷چو شمع عارضش منظر فروز چشم تر گردد
  5. شمارهٔ ۱۷۸هر که از روشندلی داد ادا فهمی دهد
  6. شمارهٔ ۱۷۹دلم آسوده در آن زلف معنبر باشد
  7. شمارهٔ ۱۸۰بر لبش خط حجاب خواهد شد
  8. شمارهٔ ۱۸۱سرشکم لاله ی گرداب خون در کوه می پیچد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.