پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

در چمن چون شبنم افشانی بر آن رخسار کرد

صبحدم سرو مرا از خواب گل بیدار کرد

آتشم در جان به گلشن خنده ی گل می زند

یوسفم دل را کباب از گرمی بازار کرد

نقش شد حرف ترحم بر عقیقش چون نگین

در دل جانان خراش ناله از بس کار کرد

آب و تاب شعله حسنی به عکس مدعا

گریه آتشبارم از دل ناله دریا بار کرد

آن که انشا کرده از دریای گل طوفان حسن

بلبلان را همچو کشتی غنچه منقار کرد

نشأه ی وصلش نصیب از دور گردی های ماست

از شکستن توبه می در جام استغفار کرد

خویش را چون دید گلچین از بهار وصل یار

رقص نکهت رنگ گل برطرف آن دستار کرد

می زند موج پری تالاب دیوانخانه ام

بلبل افکار مرا دیباچه ی گلزار کرد

بادل صد چاک شمشیر دو دم هرگز نکرد

آنچه در هر مطلبی با من لب اظهار کرد

نورس از پست و بلندش بسکه در دل عقده داشت

راه ناهموار دولت را به خود هموار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸هر که از روشندلی داد ادا فهمی دهد
  2. شمارهٔ ۱۷۹دلم آسوده در آن زلف معنبر باشد
  3. شمارهٔ ۱۸۰بر لبش خط حجاب خواهد شد
  4. شمارهٔ ۱۸۱سرشکم لاله ی گرداب خون در کوه می پیچد
  5. شمارهٔ ۱۸۲ملک بر مزرع بی حاصل ما خوشه چین باشد
  6. شمارهٔ ۱۸۳تا گل داغم به نخل آه و دل پیوند کرد
  7. شمارهٔ ۱۸۴نظر کی مو شکاف از خط آن رخسار بردارد
  8. شمارهٔ ۱۸۵تازگی داغ دلم را آه حسرت می دهد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.