پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

هر که از روشندلی داد ادا فهمی دهد

شاهد لفظ مرا آیینه می معنی دهد

بس که مجنون نگاه خوش خرامی گشته ام

گرد راهم یادی از نظاره ی لیلی دهد

آن بهشتی رو که من دارم خیال سنبلش

پیچ و تابم را قماش طره ی حوری دهد

تیرگی آیینه را منظور روشنگر کند

کار ما را صورت آخر بی سرانجامی دهد

نورس از پر کاری تصویر این سحر حلال

خانه ی معنی نگارت خجلت مانی دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰بر لبش خط حجاب خواهد شد
  2. شمارهٔ ۱۸۱سرشکم لاله ی گرداب خون در کوه می پیچد
  3. شمارهٔ ۱۸۲ملک بر مزرع بی حاصل ما خوشه چین باشد
  4. شمارهٔ ۱۸۳تا گل داغم به نخل آه و دل پیوند کرد
  5. شمارهٔ ۱۸۴نظر کی مو شکاف از خط آن رخسار بردارد
  6. شمارهٔ ۱۸۵تازگی داغ دلم را آه حسرت می دهد
  7. شمارهٔ ۱۸۶مشرب هر کس گرفتاری مباد
  8. شمارهٔ ۱۸۷دل به سودای غم او بنده شد آزاد شد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.