پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

گوهر بینش ما محو دل آرایی توست

چشم طوفانی ما کشتی دریایی توست

جان صاحبنظران واله زیبایی توست

چشم دل را مژه از پنجه کبرایی توست

قطره ی بحر در آغوش در این لنگرگاه

عکسی از مردمک چشم تماشایی توست

سوره ی نور دل از مصحف حسنت باشد

گل خود روی سرشک آیت خودرایی توست

نور عقلی که بود صیقل مرآت وجود

سایه ی پنبه ی داغ دل سودایی توست

چون تویی از همه منظور نظر حلقه صفت

چشم ما در به در از جلوه ی هر جایی توست

آنچه از نقش دو عالم به نظر می آید

سایه ی ابلقی از افسر دارایی توست

نقش شمشاد قدان بر ورق دیده و دل

عکس خوابیده ای از جلوه ی رعنایی توست

در نظر بازی حسن تو سویدای دلم

نقطه ی دایره ی خط چلیپایی توست

باده دارد قدح نرگست از شبنم فیض

نورسا رنگ سخن از گل مینایی توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵جرات ما دور باش جوشن و مغفر نداشت
  2. شمارهٔ ۱۵۶محبت را اساس استواری است
  3. شمارهٔ ۱۵۷هر که در قید فرنگ خویش است
  4. شمارهٔ ۱۵۸نه فلک یک رقم از فرد شناسایی توست
  5. شمارهٔ ۱۵۹زلف مشکین عقده اش هم دام دل هم دانه است
  6. شمارهٔ ۱۶۰بس که بر مردم فریبی ها مدار چشم توست
  7. شمارهٔ ۱۶۱پردهٔ عقل به مستی ندردیم عبث
  8. شمارهٔ ۱۶۲از بس که کرده ای به اسیران نگاه کج
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.