پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۰

از تُتُق آمد برون خاتونِ گل

حلقه باید کرد پیرامونِ گل

لیلیِ باغ از نقاب آمد برون

صبح دَم بَرنَجد شد مجنونِ گل

ابرِ تر دامن به عمدا می کند

گریه ها بر خندۀ موزونِ گل

باد برهم می زند از نازکی

هر سحرگه اطلس و اکسونِ گل

حبّذا مشّاطه ی قوسِ قزح

تا بدانی عکسِ بوقلمونِ گل

با دلِ من مانَد و با رویِ دوست

اندرونِ لاله و بیرونِ گل

وِردِ بلبل در فراقِ وَرد چیست

ای دریغا حسنِ روزافزونِ گل

می به شادی نوش کن ای نیک بخت

بر مبارک طلعتِ میمونِ گل

ظلم باشد آبِ رز بر من حرام

بس گلابی بی وبال از خونِ گل

شد نزاری فتنه ی مُل هم چنانک

بلبل شوریده سر مفتونِ گل

زهره گو بنواز عود و بازگوی

این نشیطِ نغز بر قانونِ گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۲بلبل ز شاخِ سرو چو بر زد نوایِ گل
  2. شمارهٔ ۷۸۳مرا چو مست روان کرده بوده اند از اوّل
  3. شمارهٔ ۷۸۴دستِ من و دامنِ آلِ رسول
  4. شمارهٔ ۷۸۵نگسلم از دوست امیدِ وصول
  5. شمارهٔ ۷۸۶ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول
  6. شمارهٔ ۷۸۷نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول
  7. شمارهٔ ۷۸۸بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
  8. شمارهٔ ۷۸۹ز راهِ لطف درین کلبۀ خراب خرام
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.