پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۷

رونق گرفت کارِ من از روزگارِ گل

خوبی و دل بَری ست مرا در کنارِ گل

لطفِ رحیق یافت مزاجِ لطیفِ می

آبِ عقیق بود رخِ آب دارِ گل

هر دُر که ریخت دیدۀ من در فراقِ دوست

آورد ابر کرد سراسر نثارِ گل

می خور به وقت باش تو از جورِ روزگار

گه در پناهِ باده و گه در جوارِ گل

بی گل رُخی که چون گلِ رخ سارِ او به رنگ

یک گل نبوده در همه ایل و تبارِ گل

گل را به باغ گر نبود جاودانه کار

ما را بس است رویِ چو گل یادگارِ گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۹کرد آشکار بادِ بهاری نهانِ گل
  2. شمارهٔ ۷۸۰از تُتُق آمد برون خاتونِ گل
  3. شمارهٔ ۷۸۱اگر دورم از تو به آب و به گِل
  4. شمارهٔ ۷۸۲بلبل ز شاخِ سرو چو بر زد نوایِ گل
  5. شمارهٔ ۷۸۳مرا چو مست روان کرده بوده اند از اوّل
  6. شمارهٔ ۷۸۴دستِ من و دامنِ آلِ رسول
  7. شمارهٔ ۷۸۵نگسلم از دوست امیدِ وصول
  8. شمارهٔ ۷۸۶ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.