پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۸

اگر تو جهد کنی با تو می رود توفیق

رفیقِ راه تو توفیق به علی التحقیق

اگر مشاهده خواهی برو مجاهده کش

به پایِ جهد میسّر شده ست قطعِ طریق

سفینه واسطه ی مَخلص است بی ملاّح

گمان مبر که توان شد برون ز بحرِ عمیق

به مهلکات در افتاده جهد باید کرد

به کوششی که برآید ز دست و پایِ غریق

مکن فراخ روی در سخت که پنهان است

رموزِ مردان در ضمنِ نکته هایِ دقیق

خیال و وهم و قیاس از دماغ بیرون کن

که استقامتِ تو نیست جز درین تفریق

مدام باش طلبگارِ وقت بی تأخیر

قیام کن به مهمّاتِ خیر بی تعویق

ز راح دست مکش روح را صفایی ده

صفایِ روح نباشد مگر به راحِ رحیق

سِیه کنند سفید اهلِ روزگار و مرا

دقیقه ایست ز من بشنو ای رفیقِ شفیق

خضاب کاریِ من به که هر سپیده دمی

رخِ زریرِ نزاری به مَی کنم چو عقیق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۰فسردگان چه شناسند قدرِ سورِ فلک
  2. شمارهٔ ۷۵۱عشق است فراخ و سینه‌ای تنگ
  3. شمارهٔ ۷۵۲مرا مکابره کشته ست بی خصومت و جنگ
  4. شمارهٔ ۷۵۳عشق اگر باز گرفتی ز گریبانم چنگ
  5. شمارهٔ ۷۵۴تو ملامت مکن ای مدّعی اینک سر و سنگ
  6. شمارهٔ ۷۵۵آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ
  7. شمارهٔ ۷۵۶گذشت عمرِ گرامی در انتظارِ وصال
  8. شمارهٔ ۷۵۷نه بی تو طاقتِ صبر و نه با تو رویِ وصال
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.