پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۹

بر ما گر اعتراض کند مدّعی چه باک

بر آستانِ دوست مقیمیم هم چو خاک

عین الیقین معاینه می بین و دور باش

هم چون من از وساوسِ تشبیه و اشتکاک

چنگال در مزن به گریبانِ ما گریز

از زمره یی که دامنِ عفّت زدند چاک

عاقل نشد هنوز برین امتحان محیط

تا عشق از برایِ چه آمد درین مغاک

تا دفعِ شبه و شرک کند ورنه لامحال

وحدت نیامده ست و نیاید در اشتراک

ما را مبر به دعوتِ اصحابِ خودپرست

در قالبِ پلید نگنجد روانِ پاک

در خانه مرغ را نبود قدرتِ عقاب

در آب لوک را نبود حّدِ بیسراک

هر کس به اصل میل کد پیش بین و عقل

ما را چو بازگشت به عشق است نیست باک

هم عاقبت به مرکزِ خود بازگردد آب

هر چند کز سَمَک بردش ابر بر سماک

خو کن به بی نوایی و عزلت نزاریا

آری که خانه سوز بود عشقِ سوزناک

مردانه باش در صفِ تسلیمِ غازیان

عشقت مگر به تیغِ محبّت کند هَلاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۱عشق است فراخ و سینه‌ای تنگ
  2. شمارهٔ ۷۵۲مرا مکابره کشته ست بی خصومت و جنگ
  3. شمارهٔ ۷۵۳عشق اگر باز گرفتی ز گریبانم چنگ
  4. شمارهٔ ۷۵۴تو ملامت مکن ای مدّعی اینک سر و سنگ
  5. شمارهٔ ۷۵۵آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ
  6. شمارهٔ ۷۵۶گذشت عمرِ گرامی در انتظارِ وصال
  7. شمارهٔ ۷۵۷نه بی تو طاقتِ صبر و نه با تو رویِ وصال
  8. شمارهٔ ۷۵۸گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمال
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.