پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۵

آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ

چون چنین شد ساقیا درده شرابی بی درنگ

در مُقامر خانه ی عشق و خراباتِ کمال

پاک بازان فارغ اند از نام و ننگ و صلح و جنگ

هر دو عالم باختن در یک نَدَب فرزانگی ست

جامِ می بر دست کردن طوقِ گردن زلفِ چنگ

نیلِ مستانِ صبوحی بر جمالِ دوستان

کی به نیلِ مصر ماند خاصه نیلی پر نهنگ

راحتِ روح است با حورانِ آهو چشم می

کندنِ جان است بودن با رقیبانِ پلنگ

شیرۀ رز را همی گویند بد گویان شراب

حاش لله نوش دارو را لقب دادن شرنگ

هیچ کس را در جهان بر هیچ کس انکار نیست

چون توان بردن به حیلت صبغة الله را ز رنگ

صیقلِ اندوق کن بر کار یعنی می که می

می زداید از سوادِ دیدۀ دل تنگ زنگ

دستِ تشنیع و گریبانِ نزاری تا به کی

چون نزاری هر که زد در دامنِ تسلیم چنگ

چون کند بی چاره کز دستش برفتنه ست اختیار

چون خدنگ از شست و مرغ از دام و صید از پالهنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۷نه بی تو طاقتِ صبر و نه با تو رویِ وصال
  2. شمارهٔ ۷۵۸گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمال
  3. شمارهٔ ۷۵۹صخره ای بر راهِ ما بود از خیال
  4. شمارهٔ ۷۶۰کجا شدی که فراتر نمی شوی ز مقابل
  5. شمارهٔ ۷۶۱صبح دَم دوش برآورد منادی بلبل
  6. شمارهٔ ۷۶۲تویی که بر تو نباشد مرا نظیر و بدل
  7. شمارهٔ ۷۶۳عشق آمد و برفت قرار و ثباتِ دل
  8. شمارهٔ ۷۶۴چند خواهم سوخت آه از دردِ دل
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.